بايد به آينده فكر كنيم / فرش قرمزي برايتان پهن نمي كنند
بايد به آينده فكر كنيم / فرش قرمزي برايتان پهن نمي كنند
نصر: پروژه رصدخانه ملي ايران بزرگترين پروژه علمي كشور در تاريخ معاصر است و بعد از ۸۰۰ سال جايگاه ايران در نقشه علم و فناوري نجوم را تثبيت مي كند.
پروژه رصدخانه ملي ايران چند فناوري مهم را با دقتي كه پيش از اين در ايران تجربه نشده بود توسعه داده است. سازه عظيم مكانيكي و در عين حال دقيق، اپتيكي كه هيچگاه در اين مقياست تجربه نشده بود و كنترل سامانه هاي پيچيده در كنار سامانه خلاء و لايه نشاني كه هيچگاه در ايران در اين مقياس تجربه نشده بود. اين ويژگي ها رصدخانه ملي ايران را با اختلاف زياد از تمام پروژه هاي پيش از آن متمايز مي كند. فناوري ساخت تلسكوپ هاي نجومي در اين مقياس در اختيار چند كشور پيشرو در صنعت است. رصدخانه ملي ايران به طور كامل توسط مهندسان ايراني طراحي و به اجرا درآمده است. به عبارت ديگر به جز دو شيشه تلسكوپ كه در ايران به آينه تبديل شده اند تمام بخش ها و زير سامانه هاي تلسكوپ و رصدخانه از جمله گنبد همگي ساخت ايران است.
دكتر قرارخسروشاهي مقابل تلسكوپ 3.4 متري رصدخانه ملي ايران
دكتر حبيب خسروشاهي، استاد و پژوهشگر جوان ايراني پس از اتمام تحصيلات دكتري در «مركز تحصيلات تكميلي در علوم پايه زنجان» به عضويت هيات علمي دانشگاه «بيرمنگام» انگلستان درآمده، به عنوان پژوهشگر اصلي گروه تحقيقات كهكشانهاي فسيلي اين دانشگاه كه از معتبرترين و فعالترين گروههاي پژوهشي در اين زمينه در دنياست، نقش كليدي در يافتههاي اخير اين گروه از جمله شناسايي نزديكترين و پرجرمترين كهكشانهاي فسيلي و چند كهكشان فسيلي ديگر و نظريههاي بديع ارائه شده در زمينه اين گروههاي كهكشاني داشته و تحقيقات اخير وي بازتاب وسيعي در محافل و رسانههاي علمي جهان داشته است.
دكتر حبيب قرار خسروشاهي، استاد جوان دانشگاه «بيرمنگام» در سال 1350 در تبريز به دنيا آمده و تحصيلات كارشناسي خود را در رشته فيزيك در دانشگاه تبريز و مقطع كارشناسي ارشد و دكتري اين رشته را در مركز تحصيلات تكميلي در علوم پايه زنجان به پايان رسانده است.
وي پس از اتمام تحصيلات دكتري به مدت يك سال فعاليتهاي پژوهشي خود را در مركز تحصيلات تكميلي در علوم پايه زنجان ادامه داده و پس از آن به دانشگاه «بيرمنگام» رفته و در حال حضور به عنوان عضو هيات علمي عمده فعاليت خود
را به پژوهش در حوزه نجوم فراكهكشاني متمركز كرده است.
زمينههاي اصلي تحقيقات دكتر خسروشاهي، بررسي كهكشانهاي گروهها و خوشههاي كهكشاني، روند تشكيل و تحول آنها و ارتباط ساختار كهكشانها با محيط پيرامون آنها (گاز يا ماده ميان كهكشاني در خوشههاي كهكشاني) است.
وي كه هم اكنون مدير پروژه رصدخانه ملي ايران نيز است در خصوص فعاليت هايش در ايران و تكميل اين پروژه مصاحبه اي با سردبير نصر انجام داد كه ماحصل آن به شرح زير است:
ضمن سپاس از فرصتي كه در اختيار آژانس خبري تحليلي نصر قرار داديدلطفا بفرماييد؛ اهميت رصد آسمان و نجوم شناسي در چيست؟
نجوم رصدي يكي از علومي است كه از هزاران سال پيش مورد توجه بوده و مثلا با رصد تكراري بودن رويداد ها و حركات اجرام آسماني مفهوم زمان توسعه يافته است. نجوم از عهد باستان تا امروز به تدريج از افسانه به واقعيت و از شبهعلم به علم گراييده و در شكل امروزياش به ابزاري براي شناخت عالم تبديل شده است. نجوم علم مطالعه و شناخت هر آن چيزي است كه فراي جو زمين است. نجوم علمي است تجربي كه با شاخه هاي علوم از جمله فيزيك، شيمي و رياضي ارتباط تنگاتنگي دارد. نجوم وابسته به فناوري و يكي از انگيزه هاي توسعه فناوري است. نجوم علم محبوب مردم است. با وجود قرن ها كاوش و پژوهش كه منجر به رمزگشايي از اسرار پيدايش عالم هستي شده، هنوز منجمان و محققان در صدد پاسخ به دهها سوال كليدي هستند. بنابراين پژوهش در حوزه نجوم و كيهان شناسي به عنوان يكي از شاخه هاي علوم پايه همچنان در كانون توجه است. علوم در ۵۰ سال گذشته توسعه فراواني يافته اند اما نجوم نه تنها جايگاهش را از دست نداده است بلكه به واسطه بهره گيري از فناوري هاي نوين پيشرفت هاي زيادي كسب كرده است كه اين فناوري ها در حد لزوم در رصدخانه ملي ايران و تلسكوپ ۳.۴ متري آن بكار رفته است.
حضرتعالي به عنوان مدير رصدخانه ملي ايران در خصوص اهميت ايجاد و احداث آن با وجود مراكز پيشرفته جهاني توضيح دهيد؟
يك موضوع كلي را عرض كنم و اين اينكه ايران مهد توسعه علم هيات و نجوم در سدههاي دور بوده. رصدخانه مراغه الگويي براي توسعه اين علم از شرق تا غرب و مركز تبادل اطلاعات در آن مقطع زماني بود. اما چندين قرن بي توجهي و منفك شدن از جريان توسعه علمي جهان ضربه بزرگي به كشور و اين منطقه از جهان وارد كرده كه آثار آن همچنان هويداست.
وجود مراكز پيشرفته پژوهشي در جهان نه تنها اهميت وجود چنين مراكزي در كشور را زير سوال نمي برد بلكه نبود چنين مراكزي در ايران زنگ خطري مهم است. در اين سوال درد و رنجي پنهان است. چرا بايد جايگاه خودمان را دودستي تقديم ديگر كشورها كنيم و بعد سوال كنيم كه خوب حال كه آنها پيشرفت كرده اند و اين علوم را در دنيا رهبري مي كنند اهميت ورود ما چيست؟ اين سوال بارها از من پرسيده شده است و من هر بار با اندوه به آن پاسخ داده ام. البته اين سوال بستري براي تحليل مي گشايد كه من هم از اين زاويه به آن مي پردازم.
مقالات ديگر: خريدار فرش قشقائي
تشريفات مجالس شمال تهران
ما با داشتن يك درصد از جمعيت جهان سهم يك درصدي در امكانات پژوهشي در جهان را نداريم و بايد بگويم بسياري در كشور ( از جمله مديران) تسليم پيشرفت هاي جهاني شدند و ترجيح دادند تماشاگر باشند. امروزه به دليل دسترسي آسان به اطلاعات فكر مي كنيم با ديدن يك تصوير زيبا يا عجيب از يك كهكشان يا گوشه اي از عالم تمام مسائل اين حوزه حل شده و پاسخ سوالات داده شده اند. ۹۹ درصد اطلاعات نجومي كه ما در خصوص كيهان يا محتوي عالم و يا ماهيت اجرام آسماني به دست مي آوريم اساسا با عموم مردم طرح نمي شود. تنها بخش اندكي از آن كه ممكن است براي عموم جالب باشد منتشر مي شود. سوالي كه ما بايد بپرسيم اين است كه ما چه سهمي در جريان علمي در جهان داريم و بايد با چه سرعتي حركت كنيم كه بتوانيم نقش و سهم خود را ايفا كنيم.
با وجود تلسكوپ هاي فوق پيشرفته در كشورهاي مختلف جهان احداث اين مركز چه ضرورتي داشت؟
وقتي مي توان از ضرورت سخن گفت كه امكانات گسترده تحقيقاتي وجود داشته باشد و بگوييم خوب ديگر ضرورتي براي تلسكوپ پيشرفته نيست چون به فلان رصدخانه دسترسي داريم. ما در نجوم هيچ چيز مفيد و به درد بخوري نداريم و در ساير رشته هاي علوم پايه و مهندسي نيز وضع خيلي بهتر از اين نيست. دانشگاه هاي ما از تجهيزات پژوهشي مدرن خالي هستند. پس اتفاقا ضرورت بسيار بالا است چراكه أساسا ما به اين تلسكوپ ها دسترسي نداريم. همانطور كه در پاسخ سوال قبلي گفتم علم نجوم در چند تصوير رنگي زيبا خلاصه نمي شود و حتي اگر چنين باشد بايد سوال كنيم ما در پيشرفت هاي جهاني چه نقشي داريم. من تعدادي هيات علمي مي شناسم كه چون هيچ نقشي در پيشرفت علم نداشتند از اين سوالات مطرح مي كنند يعني تسليم مطلق!
دانشگاه تبريز با همت تعدادي از اساتيد ۴۰ سال پيش مجهز به رصدخانه شد و تا ايجاد رصدخانه ملي ايران مي توان گفت تنها رصدخانه اي بود كه مكان و زير ساخت آن كم و بيش شبيه رصدخانه هاي كلاس خود بود. در ۴۰ سال گذشته عملا هيچ امكان جديدي يا تاثير گذاري به اين رصدخانه اضافه نشده است تا جايي كه اين امكانات رصدي ديگر به درد منجمان حرفهاي امروز نمي خورد.
چرا تركيه و چين و هند بايد به تلسكوپ هايي از همين رده علاقمند باشند و ما از خودمان چنين سوالي بپرسيم. البته كه هر سوالي قابل طرح و بحث است اما همانطور كه متوجه شديد من نگران چرايي طرح اين سوالات هستم از اين منظر كه مبادا ما كلا قافيه را باخته باشيم.
تلسكوپ رصدخانه ملي ايران آخرين فناوريهاي به كار رفته در تلسكوپ هاي در كلاس ۴ متر را به كار گرفته است و برجسته ترين متخصصان در برجسته ترين مجله علمي دنيا به اين موضوع اشاره مي كنند. در خصوص ضرورت در سوال قبلي پاسخ دادم. ايران از نظر علمي يك سرزمين بكر است يعني كار مهم و اساسي و ريشه دار انجام نشده است پس هنوز بايد ده ها پروژه مثل رصدخانه ملي ايران به ثمر برسند تا آثار آن را در علم و جامعه ببينيم. اين يعني توسعه آزمايشگاه هاي ملي در كشور. سوال من اين است كه آذربايجان ميزبان كدام پروژه ملي و علمي بزرگ است؟ پس به جاي اين سوالات دلسرد كننده بايد به آينده فكر كنيم.
مثل اين است كه شما نمي توانيد يك خودرو به قول شما فوق پيشرفته بخريد يا بسازيد و مي گوييد خوب به چه دردي مي خورد؟ اگر خودرو عالي داشتيم جاده هاي ما هم براي آن خودرو احداث مي شد. وقتي آرزوهايمان كوچك باشد امكانات ما هم به اندازه آرزوهاي ما خواهد بود. ما اينقدر پول براي علم خرج نكرديم و چنان فقير هستيم كه وقتي اندكي نيز خرج مي شود مي گوييم چرا؟ همين است كه بچهّهاي ما از ديپلم مهاجرت مي كنند!
من در اين سالها فعاليت پژوهشي و فناوري زياد ديدم. نمايشگاه هفته پژوهش پر است از تجهيزات كپي شده از نمونه هاي خارجي. البته من فكر مي كنم اين هم در جاي خود مفيد است اما رصدخانه ملي ايران متفاوت است كپي نيست. مهندسي معكوس نيست يك پروژه از صفر تا صد است كه در تمام مراحل آن متخصصان خارجي بر صحت آن تاكيد كرده اند. تجربه اي كه در مديريت اين طرح به دست آمده نيز بي نظير است.
حال به سوال شما بر مي گردم. رصدخانه ملي ايران فقط يك ابزار براي نجوم نيست بلكه خود يك بستر بزرگ فناوري است كه چرخ صنعت را در چند حوزه به حركت در آورده است و تجربه بي نظير مديريت پروژه هاي علمي است.
برچسب: ،
ادامه مطلب